«سده»،«چله کوچک» یک جشن در دو روایت

«سده»،«چله کوچک» یک جشن در دو روایت

حسین زندی

جشن های کهن ایرانی مانند مهرگان، تیرگان ، سده و... که در گذشته به صورت عمومی برگزارمی شده اند و ریشه در باورهای مردم این سرزمین دارند، با گذشت روزگار، تغییر سلسله های حکومتی، جنگ ها ، مهاجرت ها و تغییرات مذهبی به وجود آمده ،دچار دگرگونی هایی شده اند. از آنجا که فرهنگ ستیزی و کتاب سوزی نیز محصول چنین اتفاقاتی بوده است منابع دقیق و قابل استنادی از آیین ها و جشن ها برجای نمانده است که بتوان بدان استناد کرد.تنها در کتاب ها  ومتون اندکی می توان نشانه ها و اشاره هایی از آنها یافت. اکنون می توان ردپای این جشن ها را در مراسم و آیین های محلی در گوشه گوشه ی ایران جستجو کرد. آیین ها و جشن هایی که عناصر مشترک با جشن های کهن دارند  با تفاوت هایی در زمان و شیوه برگزاری ( به دلایلی که اشاره شد) همراه است.

جشن «سده» یا « چله کوچک» یکی از این جشن هاست که زمان برگزاری آن دهم بهمن ماه  بوده است. سده را جشن کشف آتش توسط هوشنگ پیشدادی می دانند و چله کوچک جشن چهلمین روز یلدا یا چله بزرگ است.

 روایت اول « سده»  :

در اساطیر ایرانی پیدایش آتش را به هوشنگ پیشدادی نسبت داده اند. کشف آتش یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی بشر بود که انسان با شناخت آن از ترس و وحشت از سیاهی و تاریکی وارهید و کشف های دیگری درپی شناخت این عنصر مهم و مقدس پدید آمد. به این اتفاق و جشن در آثار پیشینیان مانند : دیوان منوچهری، شاهنامه ، التفهیم، آثارالباقیه ، برهان قاطع ، تاریخ بیهقی و... اشاره هایی شده است:

« پیش از سده روزی است، او را بر سده گویند و نیز نوسده[ 5روز پیش از سده] و به حقیقت ندانستم از وی چیزی» (التفهیم، ابوریحان بیرونی )

« و سده فراز آمد. نخست شب امیر برآن لب جوی آب، که شراعی زده بودند، بنشست و ندیمان و مطربان بیامدند و آتش به هیزم زدند. و پس از آن شنیدم، که قریب ده فرسنگ فروغ آن آتش پدیده بودند. و کبوتران نفط اندود بگذاشتند[ پرواز دادند] و ددگان برف اندود و آتش زده به دویدن گرفتند و چنان سده یی بود، که دیگر آن چنان ندیدم. وآن به خرمی به پایان آمد... » ( تاریخ بیهقی، به تصحیح دکتر علی اکبر فیاض)

«... و روز دهم این برج روز آبان عید است که آنرا سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر پسر بابکان است و  در علت و سبب این جشن گفته اند که هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند میان آن و آخر سال عدد صد و بیست می آید و برخی گویند سبب این است  که در این روز زادگان کیومرث ، پدر بشر، درست صد تن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گزدانیدند و جمعی برآنند که این روز عید هوشنگ پیشدادی است که تاج عالم را بدست آورد  و دسته ای هم گفته اند در این روز جهنم از زمستان به دنیا بیرون می آید از این رو آتش می افروزند تا شر آن برطرف گردد و تبخیر می کنند. که تا مضرت آن را برطرف کنند تا اینکه در خانه ملوک در این شب رسم شده که آتش بیفروزند و چون شعله ور گردد وحوش را به آتش می اندازند و مرغها را در شعله آن می پرانند  و در کنار این آتش می نشینند و بلهب و لعب مشغول می شوند ( خداوند از هر کس که ا ز ایلام و ایذای حیوانات غیرموذی لذت می برد انتقام بکشد.( آثارالباقیه ، ابوریحان بیرونی، اکبر داناسرشت)

البته آثار مکتوب باقی مانده  از گذشته اغلب آمیخته با افسانه است و اطلاعات دقیقی به دست نمی دهد با این حال بنابر مواردی که اشاره شد به ویژه تاریخ بیهقی این جشن از جشن های بسیار مهم بوده که هم شاهان و حاکمان و هم مردم آن را گرامی می داشتند.

 روایت دوم « چله کوچک» :

به نظر می رسد سده روایت شهری و رسمی این جشن و چله کوچک روایت دهقانی و روستایی آن  است. چله کوچک ویژگی ها، افسانه ها و حتی گاهشماری ویژه ای دارد که خبر از قدرت و نیروی  آن می دهد و این روایت را به همراه دارد که کهنسالان و پیرزنان را از سرما و برف خانه نشین می کند و دایم با چله بزرگ «یلدا» در جدال است که چرا نتوانسته سرمای واقعی را به مردم نشان دهد. این داستان ها بیشتر جنبه کشاورزی و روستایی دارد و در این گاهشماری هر  برف و سرمایی دلیلی و مناسبتی  دارد. چار چار ( چار روز پایانی چله بزرگ و چهار روز آغازین چله کوچک ) ، اهمن و بهمن ( وهمن) ، پیرزن و آیین ها و آداب زمستانی که در امتداد ماه بهمن تا آخر اسفند ادامه دارد هر یک افسانه ای و داستانی را روایت می کنند که قابل بررسی است.

جشن ها و آیین هایی در ایران فرهنگی برگزار می شود که با این جشن عناصر مشترک بسیاری دارد و اینگونه می نماید که ریشه در سده دارد. از آن جمله اند: جشنهای آیینی ایزدیان که در اوایل بهمن ماه برگزار می شود، مراسم پیرشالیار در روستای اورامان تخت منطقه اورامانات و حتی جشن مذهبی سرکیس مقدس ( sarkis)  و درندز (darendez) که در بین ارمنیان ایران مرسوم است. بررسی این جشن ها باورها و معتقدات بهترین راه برای بازیابی و بازشناسی جشن سده است.

اما روایت سومی نیز وجود دارد؛ بر پایه ی تقویم گرمسیری کردی که درمیان بخشی از مردم جنوب کردستان متداول است و ازآنجا که سال کشاورزی در این منطقه یک ماه زودتر از دیگر نقاط ایران آغاز می شود برخی جشن سده را آغاز سال گرمسیری می دانند. اما این فرضیه محتمل به نظر نمی رسد و فاقد ریشه ی تاریخی و علمی است . برساخته ای جدید است و نمی توان به آن استناد کرد.

http://hamadanblog.mihanblog.com/ همدان نامه

 

یلدا نقطه تقابل و تعامل مهرکيشی و دین زرتشت

 

یلدا نقطه تقابل و تعامل مهرکيشی و دین زرتشت

 

حسين زندي

 

 

از چهار هزار سال پیش جشن شب یلدا با نام ها و عنوان های گوناگون در حوزه فرهنگی ایران برگزار می شود اما مناسبت ها مناسک و آیین ها در ادوارتاریخی ، مناطق جغرافیایی و نوع حاکمیت و باور مردمان متفاوت بوده است

ازهمین روی جشن ها را باید براساس دوره تاریخی و ظرف زماني مشخص  بررسي کرد درغیراین صورت نتیجه قابل قبولی جز سردرگمی به دست نخواهد آمد

با ظهور زرتشت و فراگیری دین او که آیین مهرپرستی و دیگر آیین های بومی درایران را به حاشیه می راند , جشن ها نیز دچار تحول می شود اگرچه همه نشانه ها و مظاهر آیین های کهن از میان نمی رود و حتی بر دین جدید(زرتشت) تاثیر شگرفی می گذارد اما دگرگونی ها را نمی توان نادیده گرفت

یلدا نمونه به جای مانده از این مراسم است و آن را به نوعی نقطه تلاقی و برخورد فرهنگ مهرپرستی و زرتشتی می توان شمرد این نکته که زرتشت پس از ظهور , دیوان یا خدایان اساطیری ایرانیان را که از نظر او مظهر بدی بودند مردود شمرد و به کنار زد و یادآوری این باور که در دوره ای از تاریخ این سرزمین بلندترین شب سال (یلدا) که زمان تولد مهر به
شمار می آمد را نشانه سیاهی تاریکی و تباهی می دانسته اند و مهم تر اینکه ارتباط واژه های دیو و دی و هم ریشگی این دو واژه که یکی سمبل پلیدی و دیگری نشانه خرمی است می تواند نشانه این ارتباط باشد

دیو یا دئو (daeva) واژه اوستایی است به معنی خدا که همچنان در هند به همین معنا به کار می رود پس از غالب شدن فرهنگ زرتشتی در ایران به ویژه در دوره ساسانیان این واژه بار معنایی منفی پیدا کرد و به معنی خدای ظلم و پلیدی به کار گرفته شد این واژه با اندکی تفاوت تلفظ در فرانسه  (dieu) و گاه در انگلیسی به کار می رود و نکته دیگر رابطه کلمه هاي دی و دیگان است دی اولین ماه فصل زمستان است در گاه شماری قديم سه روز از ماه با این نام
آمده است دی به آذر، دی به مهر، دی به دین که دیبگان و یا دیگان اول ، دوم و سوم گفته می شود و این سه روز متعلق به خدایگان و پادشاهان است و به نظر می رسد جشن ها و آیین های مذهبی در این سه روز برگزار مي شده است

گردیزی در زین الخبار می نویسد « این ماه دی به نزدیک  مغان ماه خدای است و اول او را هم نام او خوانند و این روز را سخت مبارک دارند »

روز اول دی در گاه شماری کهن به نام هرمزد یا اهورامزدا است که آن را با عنوان خرم روز جشن می گرفتند ابوریحان دراثارالباقيه می نویسد:«دی ماه و آن را خورماه نیز می گویند نخستین روز آن خرم روز است و این روز و این ماه هردو به نام خدایتعالی که هرمزد است نامیده شده یعنی پادشاهی حکیم و صاحب رايي آفریدگار در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی به زیر می آمد و جامه سپید می پوشید و در پایان بر فرش های سپید می نشست و دربان ها و یساولان و قراولان را که هیبت ملک بدان هاست به کنار می راند و در امور دنیا فارغ البال نظر می نمود و هرکس نیازمند می شد که با پادشاه سخن بگوید خواه که گدا باشد یا دارا و شریف باشد یا وضیع , بدون هیچ حاجب دربانی نیز به دربار شاه می رفت و بدون هیچ   مانعي با او گفتگو می کرد و دراین روز پادشاه با دهقانان و برزیگران مجالست می کرد و در یک سفره با ایشان غذا می خورد...)

به همین دلیل برخی ریشه این جشن را مذهبی و دینی دانسته اند و آغاز دی ماه را ابتدای سال مذهبی مهرپرستان ذکر کرده اند

همزمانی آغازسال  مسيحي  با این جشن نمی تواند بی ارتباط باشد چرا که مهرپرستی و میترایسم بیشترین تاثیر را برمسیحیت داشته و پژوهشگران در ارتباط با یلدا و تولد عیسی و مهر بسیار سخن گفته اند و به درستی نکات تاریکی آشکار نموده اند اما تاثیر و ارتباط آیین زرتشت از مهرپرستی مورد غفلت واقع شده و یا کمتر بدان پرداخته شده است از آنجا که مسیحیت آیین
فراگیر و رسمی است و ابزارها و امکانات حکومتی قرن ها در اختیار کلیسا بوده توانسته است این آیین را نوسازی کند و به عنوان تولد مسیح معرفی کند یلدا به مرور جنبه دینی را از دست داده و به صورت جشن مردمی و دهقانی درآمده است و درواقع این دهقانان و برزیگران بودند که یلدا را زنده نگه داشته اند

نکته دیگر جشن یلدا با دیگان و خورروز متفاوت است و مناسک و آیین هایی گوناگون از هم دارند برای پی بردن به ریشه جشن یلدا باید توجه داشت که در هیچ یک از آثار زرتشتی از این جشن یاد نشده است و مناسک برجای مانده مانند تقسیم خوراکی ها و... اغلب از آیین مهر گرفته شده است

 


• مهرگان؛ جشني براي سپاس از طبيعت

·                                 مهرگان؛ جشني براي سپاس از طبيعت

·                                 حسين زندي

·                                
خصلت صلح‌جويي ايراني از گذشته‌هاي دور سبب پديد آمدن آيين‌ها و مراسمي شده است كه به‌صورت جشن و شادي خودنمايي مي‌كند. اگرچه در طول قرون گذشته اين سرزمين مدام مورد هجوم قرار گرفته اما اين ويژگي كه در نهاد مردمان سرزمين ايران ريشه دوانده و جزيي از زندگي و فرهنگ مردم شده است، گاهي به‌صورت جشن ملي و گاهي به‌صورت جشن مذهبي و آييني خود را نشان داده است. به ديگر سخن اين جشن‌ها سرمايه‌هاي فرهنگي و منابعي‌اند كه اسطوره‌ها، آيين‌ها، رفتارها، جهان‌بيني و چگونگي زندگي اجتماعي گذشتگان را تا به امروز حفظ كرده‌اند.
جشن كهن مهرگان يكي از اين جشن‌هاست. سابقه اين جشن را تا هزاره سوم پيش از ميلاد ذكر كرده‌اند اما آنچه مسلم است اين بود كه مهرگان پيش از ظهور زرتشت رواج داشته و هم‌زمان و همراه با مهرپرستي در ايران برگزار مي‌شده است. اين جشن نيز مانند ديگر جشن‌ها با گذشت زمان دچار تحول و تغيير شده است. گاه اين تغييرات از طريق حكومت‌ها و سياست‌هاي آنان بوده و گاه با تغيير شيوه زندگي مردمان يا تاثير اديان و مذاهب كه اين جشن‌ها را به‌صورت جشن مذهبي پاسداري كرده‌اند. در منابع متعددي از پيشينه اين جشن سخن گفته شده است اما بيش‌تر منابع مربوط به پيش از اسلام، منابع غربي و يوناني است كه به آثار «كتزياس» و «استرابن» مي‌توان اشاره كرد.
«... ولي در تلمود اورشليم كه فقط نام سه جشن مادي آمده است اسامي نسبتا واضح‌تر است. اين نام‌ها عبارت است از موتردي، ترسكي، (mutardi ،turyaskai) و مهرنيكي (muharnekei) كه به آساني مي‌توان تشخيص داد همان نوسرد، تيركان و مهرگان است و اين مطلبي است كه چند نفر از دانشمندان (به دولاگارو و كوهرت) آن را بيان و تاييد كرده‌اند...»
دكتر مهرداد بهار مي‌گويد: «از هزاره سوم پ. م در آسياي غربي دو عيد رواج داشت؛ عيد آفرينش كه در اوايل پاييز و عيد باززايي كه در آغاز بهار برگزار مي‌شده است. اين دو عيد باستاني حتي تا اواسط هزاره نخست پ.م در آسياي غربي وجود دارد و در واقع قدمت هر دو در اين منطقه نشان داده مي‌شود. در ايران نيز نوروز عيد بهاري و مهرگان عيد پاييزي بوده است اما اين به معني وام‌گيري از بين‌النهرين نيست. من برآنم كه فرهنگ بومي وسيعي با وجوه مشترك از رود سند تا دره مديترانه وجود داشته است.»
مهرداد بهار معتقد است بعد‌ها با پديدار شدن «مردوك» و يگانه شدن او با ديگر ايزدان اين دو عيد بهاري و پاييزي به يك جشن تبديل مي‌شود يعني جشن نوروز اما حتي اگر اين سخن را بپذيريم بايد توجه داشته باشيم كه مهرگان هنوز، مناطق مختلف ايران و در بين زرتشتيان متداول است اما نه به‌صورتي كه پيش از زرتشت رواج داشته. پس از تلفيق با نوروز جشن‌مهرگان متحول شده و جنبه اساطيري آن رنگ و بوي اجتماعي و كشاورزي به خود گرفته است كه با مهرگان پيش از زرتشت كاملا متفاوت است. پس از اسلام نيز در منابع مختلف از جشن‌مهرگان ياد شده است. آثار الباقيه كه يكي از معتبرترين منابع در معرفي جشن‌هاست و از قرون اوليه اسلام به‌جا مانده از آن جمله است. شاعران بزرگي مانند فردوسي، رودكي، منوچهري و مسعود سعد نيز آثاري در بزرگداشت مهرگان دارند.
ابوريحان مي‌نويسد: «مهر ماه و روز اول آن هرمزد روز است و روز شانزدهم مهر است كه عيد بزرگي است و به مهرگان معروف است كه خزان دوم باشد و اين عيد مانند ديگر اعياد براي عموم مردم است و تفسير آن دوستي جان است و گويند كه مهر، نام آفتاب است و چون در اين روز آفتاب براي اهل عالم پيدا شد اين است كه اين روز را مهرگان گويند. نيز گفته‌اند در اين روز فرشتگان براي ياري فريدون آمدند.»
باز مي‌نويسد: «اما آن دسته ايرانيان كه به تاويل قايل‌اند براي اين قبيل مطالب تاويل قايل مي‌شوند و مهرگان را دليل بر قيامت و آخر عالم مي‌دانند به اين دليل كه هرچيزي كه داراي نمو باشد در اين روز به منتهاي نمو خود مي‌رسد و مواد نمو از آن منقطع مي‌شود و حيوان در اين روز از تناسل باز مي‌ماند چنان كه نوروز را. آنچه در مهرگان گفته شد بعكس است و آن را آغاز عالم مي‌دانند و برخي مهرگان را بر نوروز تفضيل داده‌اند چنان كه پاييز را بر بهار برتري داده‌اند.»
اين اشاره‌ها نشان از قدمت و اهميت مهرگان در ايران دارد. در گذشته مهرگان خارج از حوزه فرهنگي ايران برگزار مي‌شد كه مورخان غربي بدان اشاره كرده‌اند و از تاثير اين جشن همان بس كه اعراب معرب واژه مهرگان (مهرجان) را معادل واژه جشن قرار داده‌اند و برگزاري هر جشني را مهرجان مي‌گويند.
امروزه اين جشن در مهر روز از ماه مهر در بين زرتشتيان برگزار مي‌شود اما در بين باورمندان ديگر اديان ايراني اين جشن به گونه‌اي ديگر پديدار شده است. جشن انگور در اروميه، تاكستان، ملاير و چند شهر ديگر برگزار مي‌شود. همچنين جشن گندم كه تقريبا در بيشتر مناطقي كه گندم كشت مي‌شود، برگزار مي‌شود. حتي مراسم‌هاي آييني مانند قاليشويان و جشن انار از يادگارهاي مهرگان است.
يكي از نشانه‌ها و ويژگي‌هاي جشن‌هاي ايراني در كنار شادمانگي، همراه بودن با هدايا، خوراكي و نعمات است. اين هدايا بيش‌تر محصولات كشاورزي است به همين سبب گفته مي‌شود ريشه اغلب اين جشن‌ها دهقاني است. سيستم كشاورزي و دامپروري در اين آيين‌ها تاثير بسيار گذاشته است و بالعكس اين جشن نيز تاثيراتي بر نحوه زندگي، كشاورزي و كار مردمان داشته است. در پايان فصل برداشت، كشاورزان براي سپاس از بركتي كه طبيعت در اختيار آنان قرار داده جشن مي‌گيرند و در مقابل اين جشن‌ها را مايه بركت و فراخي نعمت مي‌دانند.
دليل به وجود آمدن مهرگان را آفرينش، بر تخت نشستن فريدون و پيروزي بر ضحاك، تاجگذاري اردشير، جشن برداشت و جشن ‌دوستي و پيمان ذكر كرده‌اند. امروزه نيز مي‌توان از ديگر خصوصيات اين جشن بهره برد و با دلي سرشار از اميد و جامه‌اي ارغواني به دور سفره مهرگاني حلقه زد و با همگرايي به دور از افسردگي، كينه و عداوت پيمان صلح‌ و دوستي ‌بست‌ و دست‌افشان و پاي‌كوبان نغمه مهرگاني سرود.

http://sharghnewspaper.ir/Page/Paper/90/07/18/13              

  روزنامه شرق یکشنبه 18 مهر

چهارشنبه سوری آیین بدرقه زمستان در ایران

   

حسین زندی

هموند هیات راهبری انجمن ایران شناسی کهن دژ

اسفند 1388خورشیدی

 

 به جرات می توان گفت ایرانیان در بین ملل مختلف بیش ترین جشن را در طول سال برگزار می کردند اگرچه این جشن ها و آیین های کهن با گذشت روزگاران در مناطق گوناگون بنا بر ویژگی های قومی , جغرافیایی و آب و هوایی دچار دگرگونی شده و با کوله باری از افسانه و باورهای مردمان هر دیاری رنگ های ویژه ای به خود گرفته است همچنان چند جشن کوچک و بزرگ که جنبه ی غیر حکومتی داشته است از دالان تاریخ گذر کرده و حتی از هجوم فناوری هم در امان مانده و به امروز رسیده است یکی ازاین جشن ها جشن چهارشنبه سوری است

نام این جشن از سه بخش جشن+چهارشنبه+سوری تشکیل شده است  واژه ی جشن ریشه اوستایی دارد و از یسن گرفته شده است و چهارشنبه که خود از دو واژه ی چهار+ شنبه تشکیل شده است به پنجمین روز هفته گفته می شود و واژه ی سوری یا سور معانی گوناگون دارد سور به معنی جشن و سرخ و ...در زبان های  ایرانی به کار گرفته می شود اما با شواهد موجود به نظر می رسد که در این ترکیب به معنی  سرخ است نکته جالب توجه این است که هر سه واژه ی جشن، چهارشنبه  و سوری در برخی از جشن های ایرانی کاربرد دارد  که به آنها اشاره می شود :

واژه ی جشن به صورت پیشوند در بیشتر نامهای مناسبتی وجود دارد (جشن نوروز، جشن مهرگان،جشن تیرگان و... ) اما هنوز چندین جشن وجود دارد که شب های چهارشنبه برگزار میشود 1- عروسی پیر شالیار : چهار شنبه ای که به نیمه ی بهمن ماه نزدیک است در هورامان با نام جشن پیرشالیار برگزار می شود و با سده همزمان می باشد

2- چله چهارشنبه : این جشن در شب چهارشنبه پایان بهمن ماه که مصادف است با پایان چله ی کوچک در روستاهای شمال غربی استان همدان برگزار می شود

 3 - جشن های چهار چهار شنبه که در چهار هفته ی  پایانی سال هرشب چهارشنبه در آذربایجان برگزار می شود و هرشب چهارشنبه متعلق به یک عنصر است (آب ،آتش،باد و خاک) هر کدام از این جشن ها آداب و مراسم خود را دارند اگرچه عنصرآتش در همه ی آنها مشترک است. مراسم و جشن هایی با ریشه ی مذهبی وجود دارد که در چهارشنبه ها برگزار می شود

       در کردستان چهارشنبه سوری را گول(gul)چهارشنبه و در مناطق آذری زبان کول((kul چهارشنبه می گویند گول(gul) در کردی به معنی زبانه ی آتش و کول(kul) در آذری امروز به معنی خاکستر آتش است.نکته این است که این دو واژه در هر دو زبان موارد استفاده مشابه دیگری نیز دارند مثلا روستاهایی در ایران با نام گل تپه وجود دارد که اغلب در غرب و شمال غرب کشور است و زبان مردمانش یا کردی است یا آذری  در کردی گل تپه  و در ترکی کل تپه گفته می شود . یکی از این روستاها در 40 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان سقز واقع است تپه ای به ارفاع 50 متر از سطح روستا وجود دارد در گذشته قلعه ی اربابی بر روی آن بنا شده و چاهی به متراژ 60 متر در داخل قلعه حفر شده است و در لایه های میانی چاه خاکستر به دست آمده و به گفته روستاییان در گذشته اشیای سفالی نیز از این تپه به دست آمده است از ویژگی های این روستا ها این است  که در کنار هرکدام یک تپه همچنان که گفته شد وجود دارد و دیگر اینکه این روستا ها نسبت به روستاهای اطراف هم بزرگ تر هستند و هم آبادتر و این نشان از قدمت و اهمیت این آبادی ها دارد

دکتر بهرام فره وشی معتقد است ساکنان اولیه ی این سرزمین ها پیش از ظهور زرتشت مردگان خود را می سوزاندند و این عمل را در کنار شهر ها بر روی تپه ها انجام می دادند اگرچه برخی باستان شناسان معتقدند چنین تپه هایی نشان از وجود آتشکده در این روستا هاست

وجود واژه های مشابه مانند (گل آتش و گلخن ) و همه ی پیشوند ها و پسوندهایی که با جشن چهارشنبه سوری در گویش های مختلف ایرانی ارتباط دارد نشان می دهد که این جشن ، جشن آتش است

اگرچه چهارشنبه سوری  از با اهمیت ترین و فراگیرترین جشن ها در بین مردم است اما منابع کافی در چگونگی  و تاریخ آن وجود ندارد

ابوریحان بیرونی به جشنی اشاره می کند که در روز چهارشنبه یهودیان ایران برای تولد خورشید برپا می داشته اند و در تاریخ  بخارا تنها به جشن سوری اشاره شده است

دیدگاه های دیگری وجود دارد که این جشن را مراسمی عربی می دانند و بر این اساس که برخی اعراب چهارشنبه را روزی نحس می پندارند در برخی روایتهای عامیانه شیعی نیز این روز را بد یمن و برگرفته از اندیشه ی اعراب می دانند با توجه به اینکه این جشن در هیچ یک از کشور های اسلامی عربی بر پا نمی شود و تنها در حوزه  فرهنگی ایران (یعنی سرزمینهایی که نوروز در آنها برگزار می شود ) می توان به تماشای این جشن نشست نمی توان آن گفته را پذیرفت البته ثابت شدن جشن سوری در روز چهار شنبه آخرسال در سال های اولیه ورود اسلام این باور را پررنگ تر کرده و رد پای آنرا در نوشته ها و شعرهای ایرانیان نیز میتوان یافت منوچهری می گوید :

"چهارشنبه که روز بلاست باده بخور / به ساتگین می خور تا به عافیت گذرد"

و یا در برخی متون برای از بین رفتن نحسی چهارشنبه از ساز زدن استفاده می کرده اند این باور همچنان تا امروز در ایران وجود دارد چنانکه در سوگ عزیزانشان در لرستان و کرمانشاه ساز و تنبور و در شمال کرنای به صورت چمری و یا مخالف نواخته می شود عده ای هم این جشن را به مختار ثقفی نسبت داده اند ( البته بیشتر در شهرهای مذهبی ) این باور نیز بی پایه است مانند انتساب مقبره ی کوروش به مادر سلیمان

باور اسطوره ای دیگر هم وجود دارد که گذشتن ازآتش را نماد گذر ابراهیم یا سیاوش از آن دانسته و پریدن از روی آن را به منزله تبری جستن از گناه و اتهام دانسته اند

زرتشتیان نیز با این که پریدن از روی آتش را درست نمی دانند این شب را برای امرزش خواهی مردگان یا برای بدرقه کردن فروهر ها در بازگشت به آسمان ها می دانند

جشن نوروزآمدن بهار را نوید می دهد و چهارشنبه سوری رفتن زمستان سرد را در این شب همراه با برافروختن آتش آیین های دیگری نیز برگزار می شود که در مناطق مختلف تفاوت دارد

در برخی از روستاهای ایران نمادی از زمستان را به صورت عروسک و یا شی دیگری را به آتش می سپارند مثلا در روستا های همدان جاروی دستی کهنه ای را که در طول سال از آن استفاده کرده اند را سوزانده و به نقطه ی دورتری از خانه پرتاب می کنند و یا بدون اینکه بسوزانند از محل زندگی دور می کنندو گاه در برخی مناطق دختران مجرد را چهارشنبه آخر سال پیش از غروب خورشید با زدن جاروی خانه به آنها بیرون می کنند و تا غروب خورشید راه نمی دهند تا به اصطلاح بخت آنها باز شود در شهرهای مرکزی ایران یکی از افراد خانواده کوزه ای را در پایان مراسم از پشت بام خانه به بیرون می اندازد  و می شکند و با شکستن آن بلایا از خانه دور می شود کوزه شکستن در شهرهای دیگر مثل خراسان و تهران تفاوت هایی با هم دارد که موجب به وجود آمدن باورهای گوناگون شده است  

فال گوش ، قاشق زنی ، اجرای بازی های محلی ، متل خوانی ، نظامی خوانی و شاهنامه خوانی از سنت های شب چهارشنبه سوری است  که هنوز در بیشتر نقاط ایران مرسوم است مثل فال کوزه که در پایان شب چهارشنبه سوری انجام می گیرد و بیشتر برای گشایش بخت  جوانان است  در برخی از شهرها در روز عید قربان انجام می شود  البته سنت گشایش بخت در همه ی جشن ها به گونه های مختلف نقش دارد مانند سبزه گره زدن و فال مشکل گشا

در شهر همدان در محله سنگ شیر ، شیرسنگی زیبایی  از دوره مادها به جا مانده است که در مناسبت ها و جشن های مختلف از جمله چهارشنبه سوری  زنانی که دختر و پسر جوان دم بخت در خانه دارند  و یا حاجتی دارند با کوزهای از شیره انگور و روغن حیوانی کنار این  شیرسنگی  می آیند و کوزه را بر سر شیر خالی می کنند و آرزو می کنند حاجتشان برآورده گردد

در روستاهای دیگر در پایان شب  مراسم شال انداختن را دارند و بر خلاف بخت گشایی که خانم ها برگزار می کنند مراسمی مردانه است و پسرهای جوان با در دست داشتن شال به پشت بام خانه ها می روند و شال را از دریچه ی سقف خانه به درون خانه هدایت می کنند و زنان خانه شال یا دستمال را پر از آجیل و میوه کرده و مرد جوان آن را می کشد این جشن نه تنها در بین همه اقوام ایرانی و سرزمین امروز ایران محترم شمرده و برپا می شود بلکه در بیشتر سرزمین هایی که روزی جز ایران بودند و امروز از آنها با عنوان حوزه فرهنگی نوروز یاد می شود ( افغانستان ، پاکستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ،آذربایجان ، ارمنستان و کردستان ) با نام های مختلف و اندک تفاوتی برگزار می شود این ظرفیت و فرصتی است برای همگرایی و نزدیکی فرهنگی بین کشورهای منطقه و بایستی از آن به عنوان میراث فرهنگی مشترک بهره جست اما برای پی بردن به چرایی و چگونگی چنین جشن هایی اگرچه تلاش هایی انجام گرفته اما ناکافی و مختصر بوده و متاسفانه در مورد جشن ها نیز مانند دیگر موارد کار علمی و دانشگاهی صورت نگرفته است و اگر اثری خلق شده  حاصل علاقه افرادی است که به این سرزمین عشق می ورزند برای بررسی همه جانبه ریشه های این جشن ها و آیین ها باید پژوهشکده ها و دانشکده های تخصصی تاسیس شود و هر آنچه تا امروز باقی مانده از دست نرود  نکته دیگر اینکه برای پاسخ دادن سوال ها و ابهام های پیرامون این جشن ها باید به باورها و اساطیر همه مردمان حوزه فرهنگی ایران و همه کشورهایی که جز حوزه فرهنگی نوروز هستند توجه ویژه کرد

منابع :

آثار الباقیه  ابوریحان بیرونی

تاریخ بخارای نرشخی

ایرانویچ دکتر بهرام فره وشی

دیوان منوچهری

فلسفه هفت سین دکتر محمد علی دادخواه

 

 

جشن شب چهارشنبه سوری یا"سه شنبه آخر سال"

جشن شب چهارشنبه سوری یا"سه شنبه آخر سال"

حسین زندی ( هموند هیات راهبری انجمن کهن دژ)

 

از آنجاکه منابع مکتوب اندکی در دست است با قاطعیت نمیتوان زمان دقیقی برای پیدایش جشن شب چهارشنبه سوری برشمرد. نخستین بار در کتاب تاریخ بخارا(تالیف ابوبکر محمد ابن النرشخی 286تا348) چنین آمده است : "وچون امیر سدید منصور ابن نوح به ملک بنشست اندر ماه شوال  سال به  سیصد وپنجاه به جوی مولیان. فرمود تا آن سرای ها را دیگر بار عمارت کردند، و هر چه هلاک وضایع شده بود، بهتر از آن به حاصل کردند.آنگاه امیر سدید(به سرای)بنشست ،[هنوز] سال تمام نشده بود که چون شب سوری،چنانکه عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند،پاره ی آتش بجست و سقف سرای درگرفت،ودیگرباره جمله سرای بسوخت.وامیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت ."

این نوشته شرح به تخت نشستن امیر سامانی است وتنها اشاره ای دارد به همزمانی آن با شب سوری و نشان دهنده ی آنست که تا قرن سوم این جشن را جشن سوری می نامیدندواژه ی سور در زبانهای  پهلوی وکردی به معنی" سرخ " است و رابطه آتش و سرخی را نمی توان نادیده گرفت.

پیشوند چهارشنبه بعدها به این جشن چسبیده است که از تاریخ آن نیز اطلاعی در دست نیست.در گاهشماری ایرانیان پیش از اسلام هر روز(در ماه)نام خاصی داشته ونامگذاری روزهای هفته با پسوند شنبه و جمعه پس از اسلام مرسوم شده است به همین علت در متون زرتشتی نیز ردپایی از این جشن وجود ندارد.

چهارشنبه در باور مردم دارای کاربردی دوگانه بوده است جشن چهارشنبه سوری - کوله چهارشنبه - جشن پیرشالیار که چهارشنبه نزدیک به نیمه ی بهمن بوده است و خاتون چهارشنبه در مازندران و...که می توان از آنها با عنوان جشن های چهارشنبه نام برد باور دیگر اینکه اعراب چهارشنبه را نحس وشوم می شمردند و روز بلا می دانستند و این باور از طریق اعراب وارد ایران نیز شده و در آثار جاحظ و منوچهری دامغانی و... بدان اشاره شده است.

جشن چهارشنبه سوری را علاوه بر آنکه میتوان در شمار جشن های زمستان و جشن های  شبانه (یعنی جشن هایی که در شب برگزار میشوند مانند جشن شب یلدا و...)بررسی کرد میتوان در کنار جشن های آتش نیز بدان پرداخت. عنصر آتش در باور ایرانیان جنبه های مختلفی دارد جنبه نیایشی ،جنبه شادمانی، خاصیت ضدعفونی کنندگی و پاک کنندگی و...که همه ی آنها در این جشن وجود دارد.

درآستانه نوروز همراه با اعمالی مانند خانه تکانی وشستشو که برای پاکی محل زندگی انجام می دهند از آتش نیز برای مبارزه با ناپاکی ها  استفاده می شود چرا که آتش سمبل مبارزه با زشتی ها و پلیدی هاست شادی کردن و پریدن و رقص و پایکوبی کردن به دور آتش و خواندن سرود از آداب این جشن شبانه است نکته دیگر اینکه ایرانیان در گذشته معتقد بودند با افروختن آتش در پشت بامها فروهرها نشانی خانه ی آنها را گم نمیکنند وآتش آنان را در آستانه ی نوروز به داخل خانه رهنمون می شود

در این شب همراه آتش افروزی که نماد روشنایی است مراسم دیگری نیز برگزار می شود مانند: قاشق زنی ، کوزه شکستن ، خوردن آجیل مشکل گشا ، فالگوش ایستادن و بازیهای مخصوص که هر کدام آداب خاصی دارد و در هر منطقه ای از ایران بنا بر سلیقه ی مردم اجرا می شود

اما صرف نظر از چرایی و چگونگی بوجود آمدن این جشن باید پذیرفت که رمز ماندگاری آن در مردمی بودن و شادمانگی آن است که در طول قرن های گذشته همه ی مردم از زن و مرد و پیر وجوان در برگزار کردن آن کوشیده اند وپس از این نیز چنین خواهد بود

 امسال علاوه بر مردم که مالکان معنوی این جشن هستند دو جریان دیگر نیز مدعی آن شده اند : اول فرصت طلبان که در اصل مخالف اینگونه جشن ها هستند ولی از آنجا که انبانشان خالیست در پی بهره برداری از پتانسیل مردمی این جشن برای مقاصد سیاسی خویش هستند و از سوی دیگر مدیران دولتی که توان برنامه ریزی برای برگزاری این جشن را ندارند با پاک کردن صورت مسئله حتی از به کار بردن نام واقعی آن خودداری می کنند وآنرا به "سه شنبه ی آخر سال " تحریف کرده و از هیچ تهدیدی برای جلوگیری از برگزاری آن کوتاهی نمی کنند